1-5 یادگیری علم توسط دختران جاهلی12
1-6 زن جاهلی و خودآرایی12
1-7 زن جاهلی در مراسم عزاداری13
1-8 اشعار زنان جاهلی در جنگ14
1-9 قانون ازدواج و طلاق14
1-9-1تأثیر طبقه اجتماعی بر ازدواجهای جاهلی16
1-9-2 شرایط اساسی ازدواج دختران جاهلی16
1-9-2-1 بکارت وکم سن بودن17
1-9-2-2 زیبایی چهره17
1-9-3طلاق در جاهلیت17
1-10 انواع ازدواجهای مرسوم در جاهلیت18
1-10-1 نکاح المقت19
1-10-2 نکاح متعه20
1-10-3 نکاح شغار20
1-10-4نکاح ربایشی20
1-10-5 نکاح رهط یا زناشوئی دسته جمعی21
1-10-6نکاح بدل و یا زناشوئی تعویضی22
نکاح بدل و یا زناشوئی تعویضی22
1-10-7 نکاح الخدن یا زناشوئی دوستانه22
1-10-7 نکاح استبضاع یا زناشویی جهت باردار شدن22
1-10-8 ازدواج سیاسی23
1-10-9 ازدواج سفاح23
1-11 غایت و نهایت ازدواجهای عصر جاهلی24
1-12تعدد زوجات25
1-13 شیوع زنده به گور نمودن در عصرجاهلی25
1-14 علل زنده به گور نمودن دختران، توسط اعراب جاهلی26
1-14- 1 قیس بن عاصم، پایه گذار زنده به گور نمودن دختران26
1-14-2 انحطاط اخلاقی در دوره جاهلیت28

1-14-3 نبودن هم کفو برای دختران29
1-14-4 عوامل اقتصادی ( ترس از فقر)30
1-14-5 نهاد اجتماعی اعراب33
1-14-6 ضعف جسمانی زنان33
1-15 معاشرت زنان با مردان در دوره جاهلیت35
1-16 جایگاه سیاسی زنان در جاهلیت35
1-16-1شهادت زنان در عصر جاهلی36
1-17 مشورت دردوره جاهلیت37
1-18 زن جاهلی در مراسم حج37
1-19 تجارت زنان در عصر جاهلیت38
1-20نفقه در دوره جاهلیت38
1-21مهریه38
1-22 ارث39
1-23 زنان ثروتمند40
نتیجه گیری40
2-1جایگاه زنان در قرآن45
2-1-1 لزوم معاشرت و برخورد نیکو با زنان درعصر اسلامی45
2-1-2تساوی زنان و مردان در قرآن46
2-1-2-1 تساوی در خلقت نخستین46
2-1-2-2 تساوی زنان و مردان در ثواب و عقاب47
2-1-2-3تساوی زنان و مردان در مسأله بیعت50
2-1-3جایگاه زن مسلمان در کانون خانواده52
2-1-3-1زنان نعمتند52
2-1-3-2مقام مادر در اسلام52
2-1-3-3 زن، مایه آرامش است.53
2-1-4مشورت با زنان در قرآن54
2-1-5 تقلیل مدت عده وفات در قرآن55
2-1-6ملغی نمودن زنده به گور نمودن دختران، در قرآن55
1-1-7قوامیّت مردان بر زنان درقرآن57
2-1-8تعدّد زوجات در قرآن58
2-1-9متعه در قرآن59
2-1-10ممنوعیت “نکاح المقت” در قرآن59
2-1-11نهی از زنده به گور نمودن دختران61
2-1-12 نهی از تبرِّج61
2-1-13 امر به معروف و نهی از منکر62
2-1-14امتیازات مالی زنان در قرآن63
2- 1-14-1ارث63
2-1-14-2مهریه66
2-1-14-3نفقه68
2-1-14-4 نتایج کار زنان68
2-1-15 ایمان زنان همچون ایمان مردان69
2-1-16شرکت زنان در عبادات70
2-1-17آیه تبرج70
2-2زنان در سیره نبوی72
2-2-1 سیره پیامبر در شخصیت بخشیدن به زنان72
2-2-2گرامیداشت زنان در سیره نبوی73
2-2-3صدا زدن دختران با نامشان توسط پیامبر(ص)74
2-2-4 کمک به اهل منزل در سیره نبوی74
2-2-5مقام مادر درسیره نبوی75
2-2-6رضایت دختران در امر ازدواج در سیره نبوی75
2-2-7محبت به زنان در سیره بانوان76
2-2-8توجه پیامبر(ص) به تعلیم و تعلم زنان77
2-2-9 تساوی بودن زنان و مردان در ملاقات با پیامبر78
2-2-10داستان اعرابی78
2-2-11نفقه در سنت پیامبر(ص)79
2-2-12 قانون جار و امان دادن80
2-2-13 مشورت با زنان80
2-2-14شرکت دادن زنان در نماز جماعت81
2-2-15عقد ازدواج درسیره نبوی81
2-2-16تعدد زوجات درسیره نبوی82
2-3زنان درفرمایشات امام علی(ع)83
2-3-1خصلتهای زنان از نظر حضرت علی (ع)84
2-3-2بزرگداشت و احترام به زنان در سیره امام علی(ع)85
2-3-3مشورت با زنان از دیدگاه علی(ع)86
2-3-4معاشرت زنان با نامحرمان در سیره امام علی(ع)87
2-3-5 اَلْمَرْأَهَ رَیْحَانَهٌ88
2-3-6افراط در گرامی داشتن زنان88
2-3-7حضانت دختران89
2-3-8 إن النساء همهن زینه الحیاه الدنیا90
2-3-8المرأهُ عقربٌ91
2-3-9 غیرت زنان93
2-3-10 ایمان، عقل و شهادت زنان از نظر علی(ع)93
2-3-11ایمان زنان93
2-3-12عقل زنان96
2-3-13حضور عایشه در جمل سبب اصلی سخنان حضرت علی(ع)97
2-3-14اطاعت از زنان97
2-3-15نقش زن در خانواده از نگاه امام علی(ع)99
2-3-16″ المرأهُ شَرُّ “100
2-3-17بیعت زنان با امیر المومنین(ع)102
2-3-18 شرطه الخمیس و احیاء حقوق زنان در دوران خلافت علی(ع)102
2-3-19حضرت علی (ع) و دفاع از حقوق زنان103
2-4 نتیجه گیری105
جمع بندی و نتیجه گیری107
منابع110

مقدمه
” الحمد لله الّذی لا یبلغ مدحته القائلون، …
نهجالبلاغه، که برخی از آن به عنوان “أخ القرآن” نیز یاد میکنند میراثی گرانسنگ، از زبان مهمترین کاتب وحی و بابالعلم است که در جامعه اسلامی به یادگار مانده است. شاید بتوان گفت، شماری از عبارات نهجالبلاغه، ترجمه و توضیح آیات قرآن است، که با تعابیر ولغاتی متفاوت ولی مفهومی یکسان با کلام وحی است.
فرهنگی که بر جامعه اعراب جاهلی حاکم بود، فرهنگی به غایت منحط بود. به ویژه زن چنان خوار و زبون شمرده میشد که در زندگی اجتماعی، جایگاهی برای وی، جز آنکه بازیچه مرد باشد، متصور نمیشد. زنان هیچ بهرهای از میراث و حق رأی نداشتند و اعراب جاهلی برای آنان جایگاه و منزلتی قائل نبودند. تا آنگاه که اسلام آمد، دستانش را گرفت و او را تا سرحد جایگاه انسانی والا و همپایه مرد در عرصه بلند انسانیت بالا برد. برای او در همه عرصههای زندگی ارزش و منزلتی والا قائل شد. اسلام با این کار سخت با آداب عرب جاهلی به ستیزه برخاست. با این همه دور از انصاف است که گفته شود، اسلام در خوار شمردن شأن زنان، از عادات و رسوم جاهلی تأثیر پذیرفته است.
برخی به ظاهر سخنان حضرت علی(ع) در مورد زنان استناد نموده وکلام آن حضرت را نسبت به زنان در تمام اعصار تعمیم دادهاند. اما چگونه ممکن است که ایشان خطای زنی را به تمامی بانوان در طول تاریخ نسبت دهد، و به سبب آن همه بانوان جهان را مورد سرزنش و مذمّت قرار دهد؟ در خطبه 27 نهج البلاغه از امام علی (ع)نقل شده است که ایشان در دوران خلافتش، آنگاه که خلخالی از پای یک زن یهودی تحت ذمّه حکومت اسلامی، توسط دشمنان بیرون کشیده شد، مرگ را بهتر از شنیدن چنین خبری دانست.1 همچنین حضرت علی(ع) هنگامیکه شنید یک والی بر پیرزنی ظلم نموده است، اقدام به عزل والی ظالم نمود. آیا میتوان پذیرفت فردی که خبر درد و رنج زنی یهودی مسلک، به شدت در وجودش اثرگذار است، خطای زنی در واقعه جمل را به تمامی زنان نسبت دهد؟
مسلما پاسخ این سؤال منفی است. به دلیل اینکه تعالیم قرآنی در سراسر وجود حضرت امیر (ع) رخنه کرده و با گوشت و پوستش در هم آمیخته است. چنانکه گویی قرآن ناطق است. قرآن هم که از عزت بخشی به بانوان و احیاء حقوق از دست رفته آنان در طول اعصار جاهلیت سرشار است.
برخی به سخنان امام (ع) درباره زنان، اشکالاتی وارد نموده اند. از جمله اینکه جایگاه عایشه بدتر از جایگاه طلحهالخیر و زبیر نبود، که در ابتدا با امام بیعت نمودند و سپس بیعت خود را شکستند. همچنین جایگاه عایشه از جایگاه معاویه و ابن عاص بدتر نبود، که جنگ صفین را راه انداختند و موجب قتل و عام مسلمین شدند. همین طور از جایگاه خوارج زشت تر نبود که سبب ایجاد تفرقه در میان سپاه اسلام گشته و کشته شدن افراد ناآگاه زیادی را فراهم نمودند. اگر سخنان علی(ع) در نهج البلاغه ناشی از کراهت عمل عایشه باشد، پس بایستی امام درباره مردان سخنانی بدتر از سخنانی که درباره زنان بیان نموده است، می فرمود. زیرا اعمالی که معاویه، ابن عاص، سران خوارج، طلحه الخیر و زبیر مرتکب شدند، بسی بدتر از اعمال عایشه بود. امام علی(ع) از پشت حوادث جمل به زنان نگاه می کند2.
یکی از مواردی که سبب مظلومیت هرچه بیشتر امام علی(ع) در طول تاریخ بشریت گشته، طرح غیرمحقّقانه و غیرمتخصّصانه کلام ایشان در خصوص مسئله بانوان است. از آنجا که بانوان نیمی از جمعیت هر جامعهای را تشکیل میدهند و به وجود آورنده نیمی دیگر هستند، لازم است با دقتی هر چه بیشتر، به بررسی مسائل مربوط به قشر بانوان، پرداخته شود.

طرح تحقیق
1-تعریف موضوع
از دوران جاهلی به دوران جهل و نادانی و سرکشی اعراب تعبیر می شود، دورانی که صفات مردم آن پیروی از آداب و رسوم خرافی و دور از منطق بودن است. در چنین جامعه ای زنان که جزء شهروندان درجه دوم و حتی در ردیف حیوانات محسوب می شدند، از جایگاهی در شان و منزلت خود برخوردار نبودند. درباره جایگاه زن در عصر جاهلی دو دیدگاه وجود دارد:
الف)دیدگاهی که زنان را ناقص العقل دانسته و از حقوق متعددی چون ارث ، مالکیت و تصرف در مهریه و کسب علم و دانش محروم می داند. علاوه بر این زنده به گور شدن دختران در بدو تولد و عدم پوشش را از خصائص زن در عصر جاهلی می داند .
ب ) دیدگاهی که زن را دارای حقوق مالی و اجتماعی دانسته و قائل به وجود پوشش در زنان جاهلی است.
با ورود اسلام به جزیره العرب وضعیت زنان بهبود یافت و دارای مقام و منزلتی بسیار ارزشمند در مقایسه با دوره جاهلیت شدند. زنده به گور کردن دختران تبدیل شد به بوسیدن دست آنان ، بانوان از حقوق مالی، اجتماعی و سیاسی برخوردار گشتند، عمل و کردار نیک هیچ انسانی نزد خداوند بدون اجر و پاداش نمی ماند خواه زن بود و یا مرد. این دو موجود نزد خداوند مساوی بودند، هیچ مردی بر زنی برتری نداشت مگر اینکه تقوایش بیشتر بود.
امیرالمومنین در ده مورد درباره زنان سخن گفته است در اکثر موارد منظور ایشان زنان عصر خویش است که جنگ جمل را راه انداختند. چنانکه مطلع هستیم ایشان بعد از جنگ جمل عایشه را با احترام تمام به مدینه فرستادند که حاکی از ارج و قرب بانوان در نزد ایشان است. در بررسی سیره عملی حضرت علی (ع) نسبت به زنان کوچترین اثری از تحقیر و تضعیف به چشم نمی خورد و رفتار ایشان با بانوان رفتاری است در اوج انسانیت.
به طور مثال اگر حضرت علی (ع)در نامه (31) از مشورت با زنان نهی نموده است، علت آنرا
سستی رأی بانوان بیان فرموده است. البته در جایی دیگر این مطلب تخصیص خورده و زنانی
که کمال عقلشان به اثبات رسیده است را شایسته طرف مشورت قرار گرفتن دانسته است.
چنانکه خداوند در قران کریم به مشورت حضرت شعیب(ع) با دخترشان در خصوص حضرت موسی (ع) اشاره نموده است. پیامبر اکرم (ص) هم که الگوی حضرت علی (ع) بودند نیز در موارد زیادی با بانوان مشورت می نمودند, از جمله در جریان انجام اعمال حج بعد از صلح حدیبیه با همسرش ام سلمه مشورت نمودند و طبق نظر وی عمل کردند. این در صورتی است که اعراب جاهلی زنان را شایسته طرف مشورت قرار گرفتن نمی دانستند و اگر هم در مواردی با آنان مشورت می نمودند با آنها مخالفت می کردند ، که جمله “شاوروهن و خالفوهن” ناظر بر این عقیده اعراب جاهلی است.

2- فرضیات (یا سئوالات پژوهشی)
الف )اعراب جاهلی برای زنان چه جایگاهی قائل بودند؟
ب) آیا حضرت عل(ع) برای زنان، حقوقی همچون حقوق مردان قائل بودند؟
ج) کدام یک از حقوق زنان در دوره جاهلیت مورد پذیرش دین اسلام واقع گردید؟
ز)آیا با ورود اسلام به جزیره العرب دیدگاه اعراب نسبت به زن تغییر یافت؟

3- هدف
هدف از اجرای این تحقیق شناخت باورها و افکار اعراب جاهلی در باره زنان است تا زمینه ای برای درک و فهم هر چه بهتر احکام و قوانین مربوط به زنان در اسلام فراهم آید. زیرا هر فرهنگ و آئین نو ظهوری ریشه در ارزشهای فرهنگ قبل از خود در دارد هیچ آئینی نوظهوری کاملا آئین پیشین را تخطئه نمی نماید. همچنین آشنایی با شخصیت واقعی زن در نهج البلاغه است که برای این منظور باید در ابتدا به قرآن مراجعه نمود. زیرا قرآن روح نهج البلاغه است و سپس توجه به مسائل و مناسبت های تاریخی را نباید نادیده انگاشت.

فصل اول
جایگاه زنان در دوران پیش از اسلام

1-1جایگاه زنان جاهلی در خانواده
زن در دوران جاهلیت از جایگاه خاصی برخوردار نبود. جز انجام دهنده کارهای منزل و پدید آورنده نسل بعدی ارزش دیگری برایش قائل نبودند. در میان برخی از قبایل عرب جاهلی با زنان همانند خدمتکاران خود رفتار می کردند، برخی دیگر چون کالایی آنها را به خرید و فروش میگذاشتند. به زنان در اکثر طوایف عرب جاهلی، ارثی تعلق نمیگرفت، گاهی به طور استثناء، تمامی اموال میّتی که دارای هیچ فرزند ذکوری نبود به دخترش تعلق می گرفت.3

1-1-1زن جاهلی در نقش مادر
زنان در محیط بدوی بسیار بیشتر از مردان کار می کردند، از جمله وظایف زنان در دوران جاهلی بدین قرار بود: تهیه غذا، دوشیدن شیر حیوانات، شستن لباسها، ریسیدن پشم حیوانات، مراقبت از کودکان و یکسری کارهای دیگری که مردان عصر جاهلی انجام آنرا شایسته مردان نمیدانستند، زیرا معتقد بودند که انجام این کارها سبب کسر شأن مردان است.4

1-1-2 زن جاهلی در نقش دختر
تولد دختران سبب شادی وشعف اعضای خانواده نبود، زیرا استحکام یک قبیله بستگی به تعداد مردانشان داشت. ( وجود تعداد زیاد دختران در یک قبیله بسیار دست و پا گیر بود. زیرا سبب ربوده شدن و یا فرار کردن با مرد مورد علاقهشان به قبایل دیگرو باعث ایجاد بیعفتی و ننگ برای قبیله خود میشدند.) تعلیم و تربیت دختران بر عهده مادرانشان بود، مادر وظیفه داشت، دخترش را با تجربیات گوناگونی که به صورت نسل به نسل به وی منتقل شده بود، آشنا سازد. اکثر دختران عصر جاهلی در سن کودکی، مجبور به انجام کارهای شاقّ و سخت منزل بودند. در موارد اندکی برخی از خانوادههای جاهلی دخترانشان را در سنین کودکی وادار به انجام کارهای منزل نمینمودند و به آنان مهلتی برای بزرگ شدن میدادند، یعنی هنگامیکه دختران این قبیل از خانوادههای نسبتاً شریف اعراب جاهلی، به سن قبل از ازدواج که حدود 9یا 10سالگی بود، میرسیدند؛ مادران شروع به آموزش دادن نحوه انجام کارهای منزل به دخترانشان، مینمودند.5 در عصر جاهلی حتی نوههای پسری نیز بر نوههای دختری برتری داشتند.6

1-1-3 زن جاهلی، مطیع بی چون و چرا
مردان، در عصر جاهلی، رئیس و سالار منزل و زنان فرمانبردار و مطیع آنان بودند. محدوده تسلط مردان بر زنان، تا جایى که مىتوانست زنان را به رهن گـذاشته و یا به فروش برساند. در عربستان قبل از اسلام، قانون “سانا” رواج داشت. “سانا” قانونی بود که بر طبق آن، زن همیشه باید مطیع یک مرد باشد. اعراب عصر جاهلی، زن را موجودی ضعیف درنظر میگرفتند که حتماً بایستی یک مرد از وی حمایت نماید. در دوران خردسالی، پدر و برادر از وی حمایت مینمود و سپس در مراحل بعدی زندگی وی، شوهرش و در زمان فوت شوهر، دائی و اگر وی نبود، پسر عمو و پسرعمه وی مسئولیت حمایت از وی را برعهده داشتند. و اگر پسر زنی بالغ بود، این وظیفه را برعهده میگرفت.7
مردان قیّم طبیعی زن، مسئول تأمین نفقه و مخارج منزل بودند. زن میبایست از شوهرش اطاعت میکرد، مادامیکه اوامر مرد مخالف شئون اخلاقی نبود.. اگر مردی دخترانش را زنده به گور میکرد و یا اینکه پسرانش را میکشت کسی وی را مورد مؤاخذه قرار نمیداد. حتی همسرش نیز با آن همه عواطف مادرى که خداوند در وجودش به ودیعه قرار داده است، حق نداشت مانع وی گردد، زیرا مرد یگانه صاحب اهل خانه بود. فرزندان حقّ هیچگونه اعتراض و مخالفتی نسبت با اوامر پدرشان را نداشتند؛ مگر اینکه فرزندی قویتر از پدرش بود، که آنگاه حق با فرد قویتر بود.8

1-1-4 ارزش شیر مادر در افکار جاهلی
اعراب برای شیر مادر ارزش وتأثیر فراوانی قائل بودند و سعی فراوانی داشتند که طفل شیر مادرش را بنوشد. هرگاه مادری بنا به دلایلی قادر به شیردادن نوزادش نبود، طفل را به دایهای از اقوام نزدیک و یا زنی سالم میسپردند. زمانیکه اعراب قصد تعریف و تمجید از کسی را داشتند از دایه فرد به نیکی یاد میکردند. و چنین میگفتند: “نعمت المرضعه” و “نعمت المُرضعَه مُرضِعته” یعنی؛ احسنت بر کسیکه به تو شیر داده و یا چه زن خوبی بوده کسیکه به تو شیر داده است.9 هرگاه نیز قصد داشتند از کسی به بدی یاد کنند، چنین میگفتند: “بئست المرضعه مرضعته” چه فرد بدی بوده کسیکه به او شیر داده است. 10
این سخن کنایهای جهت نشان دادن تأثیر شیر مادر بر فرزندان بود. اعراب جاهلی هرگاه قصد سخن گفتن از امارت و حکمرانی را داشتند چنین میگفتند: “نعمت المُرضعَه وبئسَت الفاطمه” چه مادر خوبی و چه فرزند بدی، یعنی امارت و حکومت همه اختیارات به حاکم داده است ولی حاکم به شکل بدی از آن بهره برده است. اعراب جاهلی بر اساس اعتقادشان به تأثیر شیر مادر بر نوزاد، به مسئله دایگی بسیار اهمیت میدادند، به خصوص اگر یکی از کودکان رضاعی جزء خانوادههای برتر و شریف در میان اعراب بود به همشیرگی با وی افتخار می کردند.11
با وجودیکه خود زن در عصر جاهلی، موجودی بسیار کم ارزشتر از مرد و تقریباً در سطح حیوانات، به حساب میآمد، ولی برای شیر وی ارزشی هنگفت قائل بودند. بنابراین شاید بتوان گفت که مردان در عصر جاهلی نیز به ارزش و اهمیت زنان در زندگی پی برده بودند و فقط جهت ادامه مردسالاری و تسلّط بیچون و چرایشان بر زنان، آنان را محترم نمیشمردند، تا مبادا از پی احترام به آنان، موقعیتشان در خانواده و اجتماع، متزلزل گردد.

1-1-5 زن جاهلی مقهور قدرت جسمانی مرد
همانگونه که ذکر گردید، مردان در عصر جاهلی به اقتضای قوت جسمانی بیشتر و مقاومت زیادشان دربرابر موانع طبیعی وخطرات موجود در اجتماع، سرور و رئیس خانواده به شمار میرفتند، که این برتری جسمانی مردان، سبب نادیده گرفتن حقوق زنان شده بود.12 از جمله کارهایی که مردان عرب خویشتن را مجاز به انجام آن میدانستند منع زنان از ارث بردن و لذت بردن از لذایذی همچون استمتاع از خمر و غیره در زندگی بود.13
همچنین مفاهیمی چون عدل و حق بر اساس قوت و نیروی بدنی برتر تعبیر میشد، یعنی همیشه حق و عدالت با کسی بود که از لحاظ بدنی برتر بود و از قبَل همین نکته، حقوق زنان، دختران، کودکان و مردان عاجز و ناتوان نادیده گرفته می شد.14 حتی اگر مردان قوی علاقمند به زنی متأهل می شدند، با زور وی را بدست می آوردند، زیرا طبق قانون جاهلی همیشه حق با فرد قوی بود.15

1-1-6 سرکوب میل جنسی زنان جاهلی
برخی از اعراب، اقدام به ختنه دختران خویش مینموده تا از این طریق، میل جنسی آنان را کنترل نمایند. در اصل، ختنه دختران کاری نکوهیده و نادرست به حساب میآمد و تا نسلهای متمادی فرد ختنه کننده دختران، مورد نکوهش بود.16
در سیره ائمه اطهار(ع) نیز به عدم وجوب ختنه در موارى دختران اشاره شده است:
محمد بن یعقوب، عن عده من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن الحسین بن سعید، عن بعض أصحابه، عن عبدالله بن سنان ، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) قال : الختان سنه فی الرجال ، ومَکرُمه فی النساء.
ازمحمد بن یعقوب، از عدهای امامیه، از أحمد بن محمد، از حسین بن سعید، از بعض أصحابه، از عبدالله بن سنان، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) نقل شده است که ایشان فرمودند: ختنه سنتی است که درمورد مردان صورت میگیرد و بر زنان واجب نیست.

1-2حق حضانت کودکان
اعراب جاهلی معتقد بودند حق که سرپرستی و حضانت کودکان در ابتدا متعلق به پدرش است، و پس از فوت پدر، عمو و خانواده پدری کودکان بر دیگران مقدم هستند. این حکم و اعتقاد اعراب جاهلی، برگرفته از این عقیده بود که فقط پدر در پیدایش فرزندان موثر است. قابل ذکر است که دادن حق حضانت کودکان یتیم به عموها گاهی ممکن بود سبب ایجاد منازعه و مخاصمهای بین عموزادهها بر سر تقسیم ارث گردد.17

1-3 افتخار به پسران
اعراب از تولّد نوزاد پسر، بسیار خوشحال شده و از تولد نوزاد دختر غمگین و ملول میگشتند. هنگام تولّد پسران ولیمه میدادند و کثرت پسران را مایه فخر و مباهات خویش میدانستند. به همین دلیل اگر داماد از اقوام و نزدیکان عروس بود، عروس را با دعای زایمان راحت، دارا بودن پسران فراوان و پیدایش نسل متعدد و جاویدان از وی، به سوی منزل داماد بدرقه میکردند و اگر داماد از قبیلهای دیگر بود چنین دعایی در حق عروس انجام نمیکردند.18

1-4زن در افکار عمومی جاهلیت
برخی از علمای لغت، از کنایاتی که اعراب جاهلی درباره زنانشان به کار میبردند، چنین یاد می کنند: “السُعلاه: العَجائِز والخِیل، وقیل السعالی: النِساءُ الصاخِباتَ البَذیئاتَ”: “سعالی” به زنان عاجز و مسن، اطلاق میشد و همچنین به زنان زشت چهره، بدخلق و دشنام دهنده، “سعالی” گفته میشد. همچنین اعراب با کنایاتی از جمله؛ کفش، خانه، بز، گوسفند، گل خوشبو و غیره از زنان نام میبردند.19

1-5 یادگیری علم توسط دختران جاهلی
در برخی از کتب تاریخی و سنّت چنین آمده است که: “الشِفاء العَدَویّه” زنی از قبیله “بن عدن” بود، نسبت به کتاب خداوند آگاهی داشت، وی در دوران جاهلیت به دختران آموزش میداد.20 طبق سخن فوق، به احتمال قوی، تعلیم و تربیت دختران در میان اندکی از خانوادههای شریفتر و دارای تمکن مالی بالاتر در عصر جاهلی، وجود داشته است، که مربوط به زمان نزدیک به عصر نزول است. زیرا در برخی از کتب تاریخی از زنان باسواد در صدر اسلام نام میبرند که در زمان تشرفشان به دین اسلام خواندن و یا نوشتن میدانستند.21

1-6 زن جاهلی و خودآرایی
زنان شهرنشین بیشتر از زنان بادیه نشین به خودآرایی و تجمل میپرداختند و دارای برخی از لوازم زینتی، تجمّلی و لباسهایی بودند که زنان بادیهنشین از داشتن آنان، محروم بودند. بیشک زنانی که از لحاظ مالی غنیتر و به سرزمین عجم نزدیک بودند، از نظر زینت و بوی خوش با زنان فقیر و یا زنان بادیهنشین تفاوت زیادی داشتند.22زنان عرب به اندازه امکاناتشان به آراستن خویش میپرداختند، تا بدین وسیله زیبایی و جمال خویش را نشان دهند.23 زنان ثروتمند عرب از عطرها و بوهای خوش، جهت خوش بو ساختن لباس و بدنشان به مقدار زیاد استفاده می کردند.24 در عصر اسلامی آیه تبرج درباره اینگونه از زنان نازل گشت. ” وَ قَرِن فِی بُیُوتِکُنَّ ولاتَبَرجنَّ تَبرّج الجاهِلیّه الأولى…”25
در خانههایتان بمانید و همچون دوران جاهلیت به خودآرائی نپردازید.

1-7 زن جاهلی در مراسم عزاداری
اگر شوهر زنی فوت میکرد، آن زن مجبور بود یکسال تمام را عزاداری میکرد و در طی این یکسال حق پوشیدن هیچگونه لباس نو و تازه و استعمال لوازم آرایشی و عطر را نداشت. پس از پایان یافتن مدت عزاداری، زن از منزلش بیرون آمده و سنگ یا کلوخی را به نشانه اتمام عزاداری پرتاب می نمود، سپس زندگی طبیعی خویش را آغاز میکرد.26 موی زنان نزد اعراب جاهلی شیء بسیار مهم و با ارزشی بود. زنان عرب در نگهداری آن بسیار تلاش کرده و هرگز موهایشان را نمیتراشیدند، تا اینکه خودش بریزد و یا اینکه برای نشان دادن شدت حزن و ناراحتی خویش از فوت یکی از عزیزانشان، تمام موهای سرشان را کوتاه کرده و بر سر خویش خاک و خاکستر میریختند؛ به این زنان “الحالِقَه” میگفتند، این رفتارها از زنان سبب بکار بردن لفظ “الحالِقَه” به عنوان ضرب المثلی در زمان شومی و ناراحتی شده بود؛ که این افراد، در عصر اسلامی، توسط “رسول اکرم” (ص) لعن شدند.27 در حدیث نیز به این موضوع اشاره شده است: “ولَعَن رسول الله صلى الله علیه وسلَّمَ من النِّساءَ الحالِقَهَ والخارِقَهَ والسّالِقَهَ فالحالقَهُ وفی حَدِیث آخَرَ : لیسَ مِنّا من سلَق أو حَلَق أَو خَرَقَ.” 28
رسول خدا(ص) زنانی که در هنگام مصیبتها موی سرشان را می تراشیدند و در زمان مرگ عزیزانشان با صدای بند به عزاداری میپرداختند را لعن نمود همچنین در حدیث دیگری فرمودند: از ما نیست کسیکه با صدای بلند به عزاداری بپردازد، موی سرش را بتراشد و خرق عادت نماید. در شعر “الخنساء” نیز به این موضوع ا شاره شده است:
ولکنی رأیت الصبر خیراً … من النعلین والرأس الحلیق29
صبر را از تراشیدن موهایم و بیشکیبی و کوبیدن نعلین بر سرم، زیباتر یافتم.
در اصل، زنان در مواقع رویدادن مصیبتها سر خویش را تراشیده و با نعلین بر سر خود می زدند، به همین سبب حالقه عبارتی جهت شومی و بدیمنی بود.30
1-8 اشعار زنان جاهلی در جنگ
سرودن اشعار توسط زنان عرب سبب افزوده شدن شجاعت مردانشان گشته وتأثیر بسزایی بر نتایج جنگهای عصر جاهلی داشت. هرگاه زمان جنگ فرا میرسید، برخی از قبایل عرب جهت تقویت روحیه جنگی مبارزان خویش، زنان را همراه خویش به میدان نبرد برده و چنان میجنگیدند، تا پیروز گردند.31 “زنان عرب مانند زنان یونانی، مخلوقات بدبختی نبودند، آنها رزمندگان را تا میدان نبرد همراهی می کردند و در آنها روح دلاوری و قهرمانی می دمیدند. و سلحشوران در حالی که ستایشهای خواهر، و یا معشوق خود را ترنّم می کردند به صحنه نبرد یورش می بردند. والاترین جائزه دلاوری آنها پاداشی بود که از معشوقکان خود دریافت می کردند.”32

1-9 قانون ازدواج و طلاق
در دوران جاهلیت سنّت و یا قانون خاصی جهت ازدواج و طلاق وجود نداشت وقوانین ازدواج و طلاق در هر قسمت از شبه جزیره با توجه به اوضاع اجتماعی، اقتصادی، دوری و نزدیکی به کشورهای مجاور متفاوت بود.33 طبق رسوم جاهلی عقد ازدواج در دستان ولیّ دختر بود و توافق برای ازدواج بدون مشورت با دختران صورت میگرفت،34 و در جامعه آن روز شایسته نبود که دختری با نظر پدرش مخالفت نماید. این موضوع در میان خانوادههای شریف و مهم تر و یا خانوادههایی که فقط یک یا دو دختر بیشتر نداشتند، متفاوت بود؛ یعنی دختر قادر به رد یا قبول نظر ولی خویش بود. چنانچه برخی از زنان با خواستگارانشان چنین شرط میگذاشتند که حق طلاق در دستان آنان باشد؛ اگر خواستند در نزد شوهرشان بمانند و اگر متمایل به وی نبودند از او جدا گردند. داشتن چنین حقّی (حق طلاق) مربوط به ارزش و مقام اجتماعی زنان، بستگی داشت. از جمله این زنان می توان به “سلمى بنت عمرو بن زید بن لبید بن خداش” اشاره نمود که مادر “عبدالمطلّب بن هاشم بن عبد مناف” بود و همچنین “فاطمه بنت الخرشب الأنماریه” که امّ الکَمَله من بنی عبس بود.35
مشهور است که “امّ خارجه؛ عمره بنت سعد بن عبد الله بن قداد بن ثعلبه بن معاویه بن زید بن الغوث بن أنمار” شرط کرده بود که حق طلاق در دست خودش باشد؛ به همین دلیل وی بسیار سریع ازدواج میکرد و طلاق میگرفت، به گونهای که ازدواج و طلاق وی ضرب المثل شده بود؛ “أسرع من نکاح أم خارجه” همانطور که مردان عرب بسیار ازدواج میکردند. برخی از زنان عرب نیز وجود داشتند که دفعات زیادی، اقدام به ازدواج مینمودند؛ که یکی از دلایل تعدّد ازدواج زنان داشتن حق طلاق در دستان زنان بود.36
برای ازدواج با یک دختر جوان، عموزادهها بر دیگران مقدم بودند. هرگاه مردی قصد داشت اقدام به خواستگاری دختری نماید، در ابتدا از وجود عموزاده های دختر و تمایلشان به وصلت با دختر عمویشان سؤال مینمود. فقط زمانیکه دختری عموزاده نداشت و یا اینکه عموزاده وی تمایل و گرایشی به ازدواج با وی را نداشت، فردی دیگر اجازه خواستگاری و ازدواج با وی را مییافت. گاهی ممکن بود ولیّ دختر، برای جلوگیری از ازدواج فرزند خویش با برادرزادهاش، کوچک و کم سنّ بودن دخترش را مانع ازدواج آنان بداند، که دراین صورت عموزاده مدتی به انتظار بزرگ شدن دختر عمویش میماند؛ و زمانیکه پی به عدم رغبت خانواده دختر میبرد دست به دعوا، منازعه و خصومت میزد.37 گاهی در صورت عدم رضایت ولیّ دختر و اصرار والدین پسر بر آن وصلت، خانواده دختر مجبور به ترک آن مکان میگشتند و برای همیشه جهت زندگی کردن، به مکانی دیگر نقل مکان مینمودند.38
اعراب برای حفظ نسل و پاکی نسلهایشان از ازدواج با بیگانگان کراهت داشتند. عرف جامعه جاهلی بر این بود که جهت ازدواج، اقوام نزدیک دختران، مقدم بر اقوام دورشان بودند، به دلیل وجود تعداد کثیری از ازدواجهای فامیلی، تعدادی از کودکان اعراب جاهلی ضعیف و بیمار میشدند. این سخن پیامبر(ص) نشان از وجود چنین ازدواجهایی در عصر جاهلی و عصر نزول وحی است. “اِغتَرِبوُا وَلا تَضُووا”39 یعنی ازدواج با اقوام نزدیک سبب ضعف جسمانی فرزندان میگردد.

1-9-1تأثیر طبقه اجتماعی بر ازدواجهای جاهلی
یکی از قوانین حکمفرما بر ازدواجهای دوران جاهلی بدین صورت بود که؛ هر مردی فقط مجاز به وصلت با دختران هم سطح خویش بود و اجازه ازدواج با دخترانی از سطح پایینتر را نداشت؛ همچنین هر فردی از طبقات پائین جامعه نیز، فقط مجاز به ازدواج با دخترانی از خانواده فقرا بود. غیر ممکن بود مردی از طبقات بالا با دختری از طبقه پایین ازدواج کند و بدون شک مرد شریف و ثروتمند نمیتوانست با دختر مردی نجّار و یا مردی که صاحب حرفه و شغلهای یدوی بود، ازدواج نماید زیرا در جامعه جاهلی چنین حرفههایی را مخصوص بردگان میدانستند.40

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-9-2 شرایط اساسی ازدواج دختران جاهلی
علاوه بر موارد مذکور، در میان اعراب جاهلی، شرایط دیگری جهت ازدواج وجود داشت که توجه به شرایط جسمانی دختران مهمترین شرط ازدواج بود؛ و مهمترین شرایط جسمانی دختران در داشتن بکارت و سنّ کم و بهره مندی از زیبائی چهره بود، که به توضیح هر کدام از این شرایط میپردازیم.

1-9-2-1 بکارت وکم سن بودن
اعراب عصر جاهلی، راغب به ازدواج با دختران باکره کم سن و سال بودند. بکارت از جمله شرایط اصلی در یک ازدواج بود. اگر دختری بنا به هر دلیلی بکارت خویش را از دست میداد، سبب ننگ خانواده خویش به حساب آمده و راهی بجز کشتن و قتل وی برای خانوادهاش باقی نمیماند. البته درباره زنان بیوه، بکارت جزء شروط ازدواج نبود، فقط هر زن بیوهای که جوانتر بود، سریعتر ازدواج می کرد. در میان اعراب جاهلی جالب و شایسته نبود که مرد جوانی با زنی ازدواج کند که بکارتش را به مرد دیگری داده است، بنابراین، هر زنی که بیوه میشد، فقط مردان بیوه پیشنهاد ازدواج به وی میدادند.41


پاسخ دهید