خداوند متعال را براي تمام نعمتهاي بي پايانش سپاسگزارم، الهي در دل ما جز تخم محبت خود مکار و بر جان ماجز الطاف مرحمت خود منگار و برکشتهاي ماجز باران رحمت خود مبار و به لطف ما را دستگير و به کرم پاي دار. الهي حجابها را از راه بردار و ما را به ما وامگذار.
اين نوشتار فرصتي است که اززحمات وروشنگريهاي استاد راهنما جناب آقاي دکتر پرنيان واستاد مشاور سرکار خانم دکتر لرستاني که بي وجود راه نمودهاي ارزشمنداين عزيزان پندار به فعل رساندن اين کاردرپستوي ذهن مکتوم مي‏ماند مراتب سپاس و قدرداني خود را از اين فرزانگان اعلام مي‏دارم همچنين از زحمات استادان گرانقدر و ساير معلمين و دوستان همراه بي نهايت سپاسگزارم.

تقديم به
همسر مهربانم که پرتو انديشه و باران حمايتش به من پويش و تحرک ارزاني داشت و رنج تحصيل مرا به دوش کشيد ، و تقديم به مادرم ، فرشته پارسا و آئينهي تمام نماي ايثار و عشق و نيز تقديم به روح سبز پدرم.

فهرست مطالب
چکيده ………………………………………………………………………………………………………………………………………..1
مقدمه 2
فصل اول
1-1 . موضوع تحقيق 9
1-2. بيان مسأله 9
1-3. اهميت و ضرورت انجام تحقيق 10
1-4. پيشينه‏ي تحقيق 11
1-5. اهداف تحقيق 11
1-6. سؤالات تحقيق 12
1-7. فرضيه‏ي تحقيق 12
1- 8 . جامعه‏ي آماري 13
1-9. روش کار 13
فصل دوم
1-2. زيبايي و زيبايي شناسي 15
2-2. زيبايي در شعر 19
3-2. عوامل پديد آورنده زيبايي در شعر 23
1-3-2. رواني شعر 23
2-3-2. صداقت 25
3-3-2. اغراق شاعرانه 27
4-3-2. صفت شاعرانه (تنسيق الصفات ) 30
فصل سوم
1-3 . استاد بهزاد 32
1-1-3. اشعار استاد بهزاد 34

فصل چهارم
آرايه‏هاي بديعي در اشعار استاد يدالله بهزاد کرمانشاهي 48
1-4. تکرار 48
2-4. جناس ( همنامي) 56
3-4. تناقض ( پارادوکس ) 71
4-4. حس آميزی 72
5-4. تضاد 75
6-4. مقابله 79
7-4. اشتقاق 81
8-4. ردالقافيه 83
9-4. تناسب ( مراعات نظير ) 84
10-4. تلميح 89
11-4. تضمين 94
12- 4. واج آرايي 95
نتيجه گيري 102
فهرست منابع 104

ت

چکیده :
علم زیبا شناسی Aesthetic از جمله مقوله هایی است که مخصوصاً در دو قرن اخیر محور خاصی از پژوهش های ادبی را به خود اختصاص داده است . به لحاظ آنکه شعر نیز یک هنر متعالی ارزیابی می شود و هر اثر هنری در بنیان خود زیباست می توان آن را از دیدگاه زیبایی شناسی بررسی کرد . در شعر ظهور هر عاطفه و احساس در قالب زبانی مخیل شکل می گیرد و با موسیقی متناسب و هماهنگ توان تأثیر و القا پیدا می کند . مجموعه‏ی حاضر پژوهشی است در باره بررسی آرایه های بدیعی در شعر استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی .
باید بگویم بهزاد شاعریست معنا گرا که شعر او در ژرف ساخت شعری متعهد است . شعر استاد بهزاد را از دو جنبه می توان مورد بررسی قرار داد :
1. یکی از جهت روساخت و لفظ
2. و دیگری از جهت معنوی و درون ساخت
در این پروژه سعی بر آن شده صنعت بدیع را در مجموعه‏ی استاد بهزاد استخراج کرده و مورد بررسی قرار دهیم .
واژه های کلیدی :
1-ادبیات معاصر 2- شعر 3- آرایه های بدیعی 4- یدالله بهزاد

مقدمه
مجموعه‏ي حاضر شرح مختصري است ازبررسي آرايه‏هاي بديعي درشعر استاد يدالله بهزاد کرمانشاهي. اگر چه معترفم حق مطلب را ادا نکرده ام اما بي پرده بايد گفت با توجه به بکر بودن موضوع و نيز اجحاف در حق شاعر ارجمندي چون استاد بهزاد بنده جهت جمع آوري پروژه با کمبود منابع روبرو شدم که دراين راستا کمک‏هاي شايان جناب آقاي مولايي فر و نيز جناب آقاي گلستاني فر در پيشبرد اين مجموعه بسيار مؤثر واقع شد از اين بزرگواران کمال سپاس را دارم و اما …….
يدالله بهزاد کرمانشاهي در نيمهي بهمن 1304 در کرمانشاه متولد شد و در پانزدهم فروردين سال 1386 از کرمانشاه به جهان ديگررفت .تولد و مرگ او در کرمانشاه براي آرام کردن شدت علاقه و وابستگي اش به اين شهر کافي نبود . نام کرمانشاه را به نام خانوادگي اش پيوست تا تمام عمرش با او همراه باشد . اين فرزند فرزانه و سلحشور کرمانشاه جز براي تحصيل در دانشگاه تهران که آن زمان تنها دانشگاه ايران بود و او بالاجبار بايد کرمانشاه را ترک مي‏کرد و به گفته خودش « …….دو سه سالي به تباه کردن زندگي در دانشگاه تهران ……» از کرمانشاه دور شد و تا آنجا که اطلاع دارم جز چند مسافرت کوتاه در داخل ايران هرگز اين شهر را ترک نکرد حتي زمان جنگ هشت ساله ايران و عراق از اين فضاي ملکوتي تکان نخورد . (گوهران ،1387 : 8).
استاد بهزاد جدا از همکاري با انجمن ادبي سخن کرمانشاه، البته به طور غيرمستقيم در بيشتر فرصت‏هاي مناسبي که بدست مي‏آورد با ساير انجمن‏هاي ادبي شعر کشور از جمله برخي از انجمن‏هاي ادبي تهران ،مشهد و …..ارتباط برقرار مي‏کرد و در جمع شاعران سرآمد انجمن‏هاي مذکوربا ارائه يکي از سروده‏هاي خويش در واقع نشان مي‏داد که در سخنوري به درستي سرآمد ديگر شاعران هم عصرخويش است به همين دليل اکثرشعراي معروف ديگر استان‏هاي کشور که در انجمن اديبان شعر و ادب حضور پيدا مي‏کردند قلباً شيفته‏ي جزالت کلام و رسالت پيام استاد بهزاد مي‏شدند و در همان ديدار اول دست ارادت به سويش دراز مي‏کردند .
استمرار اين گونه ارتباط کلامي‏در حلقه‏ي مجالست انجمن‏هاي ادبي هر اهل ذوقي را جداً مفتون مرام ساده زيستي ،استغناي طبع ، نگاه درويش مسلکانه‏ي وي به زندگي و فروتنيش مي‏نمود . به شهادت بيشتر دوستان شاعرش، استاد بهزاد در طول بيش از نيم قرن سخن گستري در عرصه‏ي نازک خيالي شعر وشاعري ، همچنين فخامت کلام در قصيده ، لطافت بيان در غزل و جادوي خيال در زبان شاعران برجسته‏ي کشور در جهت تکريم جايگاه وي در حوزه‏ي زبان ادب فارسي ، سروده اي به محضرش تقديم نمايند و هر گاه مجالي نيز پيش مي‏آمد که به کرمانشاه سفرداشته باشند مشتاقانه دوست داشتند که از نزديک ملاقاتي با وي داشته و از محضرش توشه اي برگيرند .(روزنامه‏ي باختر ،شماره‏ي 1156).
در کليات ديوان اشعار به جا مانده از استاد بهزاد که ميزان ابيات آن را حدود 10هزار بيت در قوالب گوناگون شعر کلاسيک و شعر نو ، مثنوي ، قصيده ، غزل، رباعي و …….تخمين زده اند ،مضامين مختلفي به چشم مي‏خورد . سيد علي موسوي گرمارودي يکي از شاعران نوپرداز که سخنانش در باب شعر و شاعري مورد توجه ارباب اهل قلم است مضامين شعر استاد بهزاد را اين گونه ارزيابي مي‏کند :« بهزاد شاعري معنا گرا و شعر او متعهد انه بود . تعهد در شعراو داراي چند جنبه است که مي‏توان مهمترين آن را (تعهد سياسي)عنوان کرد . وي (تعهد مذهبي)و تعهد نسبت به خانواده را از صفات استاد بهزاد مي‏داند و برجسته ترين شعراستاد بهزاد را که ( تعهد اجتماعي ) در آن بسيار به چشم مي‏خورد ، شهر کعبه عنوان کرد » ( روزنامه‏ي باختر ، شماره‏ي 1154 ).
فراموش نکنيم استاد بهزاد معلمي‏بود رها شده از هر گونه جارو جنجال‏هاي شهرت طلبانه‏ي دنيوي ، اين شاعر گوشه نشين کيميا فروشي مفلس بود که در کارگاه زندگي و کلاس درس ، اکسير عشق و دوستي و هنر را به نو آموزان ايثار مي‏کرد وبي دليل نبود که استاد عاليقدر معاصر دکتر شفيعي کد کني کتاب ( مفلس کيميا فروش ) را به اين شاعر دلباخته‏ي فرهنگ ايران زمين تقديم کرده است . روانشاد بهزاد چنان از نفسانيات ، خود را دور کرده بود که آرزو داشت نهان از خلق بميرد تا کسي را به زحمت نيندازد (روزنامه‏ي باختر ، شماره‏ي 1159 ) .
به قول يکي از شاعران جوان کرمانشاهي – پيمان سليماني . . . « برخي از افراد و جريان‏ها نفع خود را در منزوي شدن بهزاد و دوستانش مي‏ديدند . آنها فکر مي‏کردند با بودن بهزاد جاي آنها تنگ شده است به همين دليل بود که در مجامع ادبي هم حتي اسمي‏از او به زبان نمي‏آوردند ، شعري از او نمي‏خواندند و سعي داشتند هميشه او را انکار کنند . . . .آنها از اين امر غافل بودند که شاعر خوب هيچ گاه به تريبون وتبليغ احتياج ندارد . يک شعر خوب ، يک شاعر خوب هميشه جايگاه خودش را در ادبيات خواهد داشت. براي مثال استاد بهزاد را خيلي از مردم نديد ند ولي نام او وشعر‏هايش را هيچ گاه فراموش نخواهند کرد .»
غير مستقيم مي‏توان سروده‏ي « حرف حق » زنده ياد بهزاد را پاسخي به آن گروه از افرادي به حساب آورد که همواره نق مي‏زدند ، انزوا طلبي بهزاد و چاپ نکردن آثارش از دهه‏ي 40 به بعد موجب گرديد شاعران نسل جوان در برابر خويش آيينه اي براي محک زدن شعر سره وناسره پيش رو نداشته باشند . وي شاعري است بيگانه از تحولات جهان مدرن وپسا مدرن ، سخن منظومش هر چند از جزالت و نجابت موج مي‏زند اما نظر به اين که از مردم بريده است و نغمه‏هاي شيرين خود را در لوله‏ي شيپور سبک مرده خراساني سده‏ي پنجم و ششم مي‏دمد ، صور اسرافيل شعرش در قرن سنت شکني‏ها ونو آوري‏هاي مدرنيته مردگان هيچ قبرستاني از جوامع عقب مانده را زنده نمي‏کند .و . . .
زيبايي واژه اي است که افراد مختلف متناسب با معيارهايي که خود تعيين کرده اند براي آنچه مايه اي از لذت را براي آن‏ها فراهم مي‏کند به کار مي‏برند به گونه اي که بنا به گفته ولتر اگر « از وزغي بپرسيد زيبايي چيست . . . . پاسخ خواهد داد جفتم .» ( ولک، 1377(ج1) : 77) .از سوي ديگر زيبايي و زيبايي شناسي با آن که مورد توجه هنرمندان و فلاسفه و زيبايي شناسان بوده هنوز تعريفي که مورد پذيرش همگان باشد پيدا نکرده است . در حالي که برخي از دانشمندان زيبايي شناس تعريف‏هايي را براي زيبايي ارائه کرده اند . گروهي ديگر زيبايي را غير قابل تعريف دانسته اند . برخي نيز همچون آناتول فرانس وجود ارکان يا معيارهاي زيبايي را انکار کرده گفته اند : « زيبا شناسي بر چيزي محکم استوار نيست . کاخي است پا در هوا » ( ولک ، 1377(ج4) : 42 )
بررسي مصاديق ومعيارهاي زيبايي در کلام گفتاري و نوشتاري و تلاش در جهت به کار بردن آرايه‏هاي زيبا سازي سخن در زبان و ادبيات فارسي سابقه اي ديرينه دارد . پژوهش‏هاي محققان و دانشمندان ادبي نشان داده است پردازش به اين مهم ريشه در توجه سخنوران ايراني به ادبيات عرب دارد و در واقع آنچه در اکثر قواعد عروضي (اوزان و بحور شعري ) و صنايع لفظي و معنوي بديع و بيان و مقاصد معاني در ميراث ادبي ما به جا مانده مشابه الگويي در ميان آثار مکتوب عربي داشته نوعي قصد نمونه سازي و تقليد ادبي در ميان اين زيبا سازي‏هاي بياني در نظر بوده است . با اين حال آنچه مسلم است اين که هر چند بسياري از اين صنايع بلاغي – چنان که گفته شد – منشأ غير ايراني داشته است . لکن بزرگان سخن اين سرزمين تقريباً در همه اين فنون گوي سبقت را از منابع مورد توجه خود ربود ه اند و زيبايي را در شيوه‏ي کاربرد آن همه به انتها رسانيده اند .
مطلب شايان توجه ديگر اين که سبب اصلي رويکرد اعراب و ايرانيان به کشف زيبايي‏هاي سخن به وجهي که منجر به پيدايش علوم بلاغي در ميان آثار فرهنگي هر دو قوم گرديده است ، تلاش مسلمانان قرون اوليه اسلامي‏در جهت يافتن اسرار زيبايي و بلاغت قران کريم به عنوان يگانه معجزه جاويد و سند حقانيت رسالت پيامبر خاتم (ص) و تنها اثر آسماني دست نخورده در قالب سخن بوده است . سيروس شميسا مي‏نويسد :« دقايق و ظرايف آيات قرآني و بعد‏ها کلام فصحا و شعراي عرب با توجه به صرف و نحو زبان عربي تعيين شدو قوانيني استخراج گر ديد تا سرمشق نويسندگان عرب زبان قرار گيرد و در

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید