چ

د)فرضيه هاي تحقيق:
1 – ارتداد در قرآن کريم و احاديث و سيره معصومين(ع) صرف بازگشت از دين و تغيير عقيده نيست، بلکه مرتدّ کسي است که پس از تبيين حقيقت و گردن نهادن به دين، از روي لجاج و عناد و به قصد ضربه زدن به دين و براندازي نظام به جحد و انکار حق مي پردازد و الوهيت پروردگار متعال و يا رسالت نبي گرامي اسلام را منکر مي شود، بدون آنکه شبهه يا جهل و يا قصوري در انکار او دخيل باشد، لذا ملاک واقعي در ارتداد اين است که جزميت شيء مورد انکار در دين، نزد شخص منکر معلوم باشد.
2 – تنها مواردي که مي توان بر اساس منابع ، موجبيت استقلالي آنها را ثابت دانست، انکار الوهيت و توحيد الهي و يا اصل رسالت پيامبر اکرم(ص) است.ساير امور چنانچه به انکار فوق منجر گردد، موجب ارتداد است و گرنه به خودي خود موجبيّتي ندارد.

ه)سازماندهي تحقيق:
تحقيق حاضر در دو بخش مجزا تحت عنوان مفاهيم، پيشينه و درآمدي بر جايگاه آزادي در انتخاب دين در حقوق اسلام و ديگري ادله شرعي و موجبات ارتداد در فقه و حقوق جزاي ايران اقدام به بررسي موضوع نموده است که در بخش نخست سه فصل تحت عنوان واژه شناسي و درآمدي بر اقسام ارتداد، پيشينه تاريخي و جايگاه آزادي در انتخاب دين در حقوق اسلام و در بخش دوم طي دو فصل به بررسي ارتداد شامل مباني ارتداد و موجبات ارتداد پرداخته شده است.در نهايت نيز با نتيجه گيري و ذکر منابع و مآخذ تحقيق به پايان رسيده است.

بخش نخست: مفاهيم، پيشينه و درآمدي بر جايگاه آزادي در انتخاب دين در حقوق اسلام
براي بررسي مباني فقهي حقوقي جرم ارتداد ابتدا لازم است تعريفي از اين جرم ارائه شود؛ لذا در بخش اول و در فصل اول در مورد واژه شناسي و تعريف جرم ارتداد و انواع آن را بيان مي کنيم پس از بيان مقدمات مذکور، در فصل دوم به بررسي پيشينه تاريخي جرم ارتداد مي پردازيم.

فصل نخست:واژه شناسي و درآمدي بر اقسام ارتداد
فصل نخست پايان نامه اينجانب شامل دو مبحث مي باشد، که مبحث نخست اين فصل اختصاص دارد به واژه شناسي و مبحث دوم اين فصل اختصاص دارد به اقسام فقهي ارتداد و تحليل آن در آيات و روايات که در دو گفتار مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.

مبحث نخست:واژه شناسي
در اين مبحث واژگان مرتبط با اين پايان نامه با توجه به اهميتي که هر يک در اين پايان نامه دارند در دو گفتار، که در گفتار اول واژگان اصلي و در گفتار دوم واژگان مهم مورد بررسي قرار مي گيرند.

گفتار نخست:واژ گان اصلي
در اين گفتار به بيان معاني و مفاهيم واژگان اصلي اين پايان نامه که عبارتند از:ارتداد، دين و ضروري دين مي پردازيم و اين مفاهيم را مورد تحليل و بررسي قرار مي دهيم.

الف:ارتداد
1 – مفهوم لغوي
راءِ و دال ، ريشه يک واژه اند که در قالب هاي مختلف ريخته مي شود و معناي رجوع و بازگشت مي دهد و مرتدّ را از آن روي مرتدّ مي گويند که خود را به کفر خويش بر مي گرداند. ارتداد همان رجوع است و اسم مصدر آن رِدّه به کسر راءِ مي باشد.ردّ گرداندن چيزي را گويند به ذات يا به حالتي از احوال آن… ردّ بالذات، مانند اين سخن خداي سبحان که مي فرمايد:”وَلو رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنهُ”… و ردّ از حالتي به حالت ديگر، مانند:”يَرُدُّکُم عَلي اَدبارِکُم” … ارتداد و رِدّة بازگشت در راهي است که از آن آمده است؛ امّا رِدّه فقط در مورد کفر استعمال مي شود، بر خلاف ارتداد که در کفر و غير آن قابل استعمال است.1 لغت شناسان، ارتداد را به بازگشت از اسلام به کفر و روي گرداندن از آن تعريف کرده اند.حاصل اينکه اگر در مفهوم مرتدّ به معناي لغوي اکتفا کنيم، به صرف بازگشت از عقيده، مي توان کلمه مرتدّ را استعمال کرد.2
2 – مفهوم اصطلاحي
سخن در اين است که آيا مرتدّ در همان معناي لغوي، موضوع احکام شرع است يا اينکه مي توان از روي ادلّه و منابع، موضوع را عنوان ديگري تعيين کرد؟ ارتداد در لغت گرچه به معناي رجوع و بازگشت است، امّا در معناي اصطلاحي آن قيد جحود اخذ شده است.جاحد کسي است که با وجود علم به حقانيت يا لااقل شک در آن، با وجود اتمام حجت، باز هم انکار مي کند.امّا جريان احکام مرتدّ بر کسي که علم به عدم حقانيت حاصل کرده است و بدون جحود منکر است براي ما مشکوک است.3 هر ارتدادي از نظر اسلام موجب کفر نيست، چرا که ممکن است ارتداد، بازگشت از کفر به ايمان باشد که از نظر اسلام مطلوب است، و يا رجوع از يک مرام سياسي به مرام سياسي ديگر باشد.4
ب:دين
دين، واژه اي است عربي که در لغت به معناي اطاعت و جزا و … آمده و اصطلاحاً به معناي اعتقاد به آفريننده اي براي جهان و انسان، و دستورات عملي متناسب با اين عقايد مي باشد از اينروي، کساني که مطلقاً معتقد به آفريننده اي نيستند و پيدايش پديده هاي جهان را تصادفي و يا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادي و طبيعي مي دانند(بي دين) ناميده مي شوند.امّا کساني که معتقد به آفريننده اي براي جهان هستند هر چند عقايد و مراسم دينيشان ، توأم با انحرافات و خرافات باشد(با دين) شمرده مي شوند.و بر اين اساس، اديان در ميان انسان ها به حق و باطل، تقسيم مي شوند، و دين حق عبارتست از:آييني که داراي عقايد درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهايي را مورد توصيه و تأکيد قرار دهد که از ضمانت کافي براي صحت و اعتبار، برخوردار باشند.با توجّه به مفهوم اصطلاحي دين، هر ديني از دو بخش، تشکيل مي گردد:
1 – اصول دين:عقايدي که حکم اساس و ريشه آن را دارد.
2 – فروع دين:دستورات عملي که متناسب با آن پايه هاي عقيدتي و برخاسته از آنها باشد.بنابراين بخش عقايد در هر ديني اصول و بخش احکام عملي (فروع) آن دين ناميده مي شود چنانکه دانشمندان اسلامي، اين دو اصطلاح را در مورد عقايد و احکام اسلامي بکار برده اند5 برخي گفته اند دين به معناي اعتقاد به يک امر قدسي است و برخي آن را ايمان به موجودات روحاني دانسته اند.6
واژه دين در شمار مفاهيمي است که فيلسوفان و متکلمان هنوز نتوانسته اند درباره آن به تعريف جامع مانع دست يابند، چون که هر يک از مرام هاي موجود در خارج خود را دين مي نامند. حقيقت دين عبارت است از يک رشته اعتقادات راجع به آفرينش جهان و انسان و يک سلسله وظايف عملي که زندگي انسان را به آن اعتقادات تطبيق دهد.بر اساس آنچه که گفته شد مي توان گفت دين عبارت است از باور و اعتقاد به مجموعه قوانين و مقررات وضع شده از جانب خداي متعال که ابعاد زندگي مادي، معنوي، فردي و اجتماعي بشر را تأمين کرده و سعادت ابدي را به ارمغان مي آورد.به بيان ديگر در اصطلاح قرآني دين اعتقاد به مجموعه اي از آموزه هاي اعتقادي، عملي و ارزشي در قلمرو فردي و اجتماعي است.7
ج:ضروري دين
ضروري دين ظاهراً نخستين بار در سخن مرحوم محقق حلي آمده است و پس از او شهرت يافته است.البته مفاد آن را با عباراتي ديگر در گفتار پيشينيان او نيز مي توان به دست آورد.
سخن محقق حلي(ره)چنين است:”… العاشِرُ: الکافِرُ، و ضابطُه کلُّ مَن خَرَجَ عَن الإسلامِ اَو مَن انتَحلَه و جَحَدَ ما يَعلَمُ منَ الدّينِ ضَرورةً ، کَالخَوارج وَالغُلاةِ “8 براي کفر دو ضابطه که هر دو از حيث موجبات کفر است قرار داده است:اوّل اينکه از اسلام خارج گردد و دوم اينکه به اسلام گردن نهد، امّا آنچه ضروري دين شمرده مي شود از سر جحد انکار کند.به قرينه مقابله اين دو ضابطه مي توان فهميد که مراد از دين در ضروري دين، اسلام است که در ضابطه اول آمده است.مراد از اسلام اقرار و شهادت به الوهيت و توحيد باري تعالي و نيز صدق رسول الله(ص)مي باشد.بنابراين ضروري دين هر امري است که از الوهيت و توحيد باري تعالي و نيز صدق رسول الله(ص) جدا ناپذير باشد.مراد از صدق رسول الله(ص)صدق او در رسالت الهي مي باشد.
محقق همداني (ره) در بيان ضابطه کفر، همسو با محقق حلي(ره) در کتاب الطهاره چنين نگاشته است:”… کافر کسي است که از حد مسلم بيرون باشد، اعم از اينکه مانند ملل مختلف کفّار، با شهادت ندادن به توحيد يا رسالت، يکسره از اسلام بيرون باشد، يا اينکه با شهادتين اسلام را دين خود بداند، امّا آنچه را که به دليل منافات داشتن انکار آن با اعتراف اجمالي به رسالت پيامبر(ص)، ضرورتاً از دين شمرده مي شود، جاحدانه منکر گردد؛ مانند خوارج که قتل امير المؤمنين علي(ع) و سيد الشهداء(ع) را حلال دانسته اند”9 از سخن ايشان مي توان به دست آورد که معيار ضروري دين اين است که با اعتراف اجمالي به رسالت پيامبر(ص) ملازمت داشته باشد.اعتراف اجمالي به رسالت پيامبر اسلام(ص) همان تصديق رسول الله(ص) است که در موثّقه سماعه آمده است.
حاصل اينکه ضروري دين عبارت است از هر امري که پذيرش توحيد و رسالت پيامبر اسلام(ص) پذيرش آن را به دنبال مي آورد.10

گفتار دوم:واژگان مهم
در اين گفتار واژگان مهّم اين پايان نامه از نظر معنا و مفهوم مورد بحث و بررسي قرار مي گيرند که اين واژگان عبارتند از:مرتدّ فطري، مرتدّ ملي و کفر

الف:مرتدّ فطري
مرتدّ فطري کسي است که نخستين اختيار او هر چند به اظهار شهادتين اسلام باشد؛ به علاوه، ولادت او بر اسلام يا فطرت باشد و سپس از اسلام دست بردارد.
بديهي است دست برداشتن از اسلام مي بايستي در بردارنده مفهوم جحود که در مفهوم اصطلاحي مرتدّ گفتيم، باشد.در مفهوم ولادت بر اسلام که قيد تعريف مرتدّ فطري است مراد از آن زاده شدن در خانواده و دامن اسلامي است؛ به اين معنا که پرورش او از دوران کودکي و بدو تولد در فضاي اسلامي باشد.پايه استدلال ما بر اين معنا، پس از اينکه همراه با مشهور فقها جمود بر لفظ ولادت بر اسلام را به معناي اينکه در بدو تولد يا خروج وي از رحم مادر يکي از پدر يا مادر وي مسلمان باشد، رد کرديم؛ آيه و رواياتي است که مي گويد همه انسان ها بر فطرت الهي و اسلامي خلق مي شوند.با اين وجود، رعايت قيد مسلمان بودن پدر يا مادر در زمان انعقاد نطفه که تفسير مشهور فقهاست پس از شهيد ثاني(ره)، در اين باره مطابق با احتياط است.11

ب:مرتدّ ملي
کسي است که نخستين انتخاب او از زمان تميز و فهم و درک عرفي، چه به سن بلوغ رسيده باشد، چه نرسيده باشد،کفر باشد؛ سپس اسلام آورد و آنگاه از اسلام روي گرداند، چه پدر يا مادر او مسلمان باشند چه نباشند، چه محيط پرورش فکري و فرهنگي او محيط اسلامي باشد، چه نباشد.بديهي است دست برداشتن از اسلام مي بايستي دربردارنده مفهوم جحود که در تعريف عمومي مرتدّ گفتيم، باشد.
در مورد طفلي که پدر و مادر او هر دو کافرند ولي پرورش او از تولد و دوران کودکي در محيط اسلامي و دامن مسلمانان بوده است و البته نخستين انتخاب عاقلانه او هم اسلام بوده و سپس مرتدّ شده است، فطري انگاشتن ارتداد او، بويژه با در بين بودن نسخه اي از موثّقه عمار که در آن موضوع را “ابنُ مُسلم” يا در نسخه اي ديگر “ابنُ مُسلِمَينِ” باشد، دانسته است مشکل و مشکوک مي نمايد.در اين صورت در مورد وجوب استتابه که عمده تفاوت بين حکم مرتدّ ملي و فطري است و تفاوت هاي ديگر نيز بر اساس آن پنداشته يا استظهار مي شود، به مطلقاتي رجوع مي شود که در آنها براي مطلق مرتدّ، وجوب استتابه را قرار داده است.چنين موردي در حکم مرتدّ ملي انگاشته مي شود.12

ج:کفر
“واژه “کفر”به معني ستر و تغطيه است.به عبارتي کفر پوشيده شدن چيزي است و شب را چون اشخاص و اجسام را با سياهي مي پوشاند به کافر وصف کرده اند و زارع هم که پيوسته دانه و بذر را در زمين مي افشاند و در خاک پنهان مي کند کافر مي گويند البته واژه کافر براي شب و زارع نيست.”
کفر به معني ردّ و عدم توجّه به چيزي است و از آثار آن تبرّي، محو و تغطيه است و از مصاديق آن ردّ و عدم اعتنا به نعمت و احسان و عدم توجّه به حق در هر مرتبه اي که باشد و درجات و مراتب

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید