چنين استظهار کنيم که آنچه مسلم است احترام نداشتن جان مرتدّ است،امّا وجوب قتل او الزاماً و در هر شرايطي بر حاکم شرع نيست.64
5 – ممکن است اصل مباح بودن خون مرتدّ را ناشي از کفر او و خارج بودن از اسلام بدانيم، امّا معلوم نيست موضوع وجوب قتل او صرف تغيير عقيده يا داشتن عقيده کافرانه باشد.محاربت و مفارقت از اجتماع مسلمانان، حداقل، در برخي از روايات، مقيّد موضوع تغيير عقيده است.که اگر نگوييم براي تغيير، براي مشکوک نمودن موضوع کافي است .
6 – تفصيل بين مرتدّ ملي و مرتدّ فطري که در فقه شيعه مشهور است و حداقل در برخي از روايات هم آمده است، در روايات اهل سنت، به چشم نمي خورد.
7 – در روايات اهل سنت فقط مجازات هاي مستقيم مانند قتل، زندان و… و برخي از مسائل مربوط به آن، مانند توبه و مدّت آن، سخن به ميان آمده است.امّا ديگر احکام مربوط به او در زمينه هاي ارث، نکاح، مالکيّت و… مسکوت مانده است.فقهاي اهل سنت در اين موارد، به اجتهادات خود، از روي کليّاتي که درباره مطلق کافر وجود دارد و مانند اين ها، تمسّک جسته اند.65

فصل سوم:جايگاه آزادي در انتخاب دين در حقوق اسلام
اين فصل در دو مبحث تنظيم شده که در مبحث اول اقسام آزادي و اصول آزادي عقيده در حقوق اسلام و در مبحث دوم دلايل آزادي انتخاب دين در حقوق اسلام مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرند.
مبحث نخست:اقسام آزادي و اصول آزادي عقيده در حقوق اسلام
پس از تأسيس اصل عقلي بر آزادي عقيده، در چهار چوب منابع اصيل اسلام، يافتن ديدگاههاي دروني اسلام در اين زمينه مد نظر مي باشد.اين مبحث شامل دو گفتار است که در گفتار اول اقسام آزادي و در گفتار دوم اصول آزادي عقيده در حقوق اسلام مورد بررسي قرار مي گيرند.
گفتار نخست:اقسام آزادي
در اين گفتار اقسام آزادي که عبارتند از:آزادي تفکر، آزادي عقيده و آزادي بيان مورد بررسي قرار مي گيرند.
الف- آزادي تفکر
اسلام به عنوان دين خاتم، عقل و خرد آدمي را گرامي داشته و دائماً توصيه و تشويق و حتي امر به تعقل، تدبر و تفکر در امور ديني نموده و همچنين با پاسخ به ابهامات پديد آمده در مورد نهي از سؤال و تفکر و کاربرد عقل در بعضي از موارد اين نکته مورد تأکيد بيشتر قرار مي گيرد که اسلام هرگز با تعقل و خرد ورزي در علم و کشف حقايق ديني مخالف نيست و هرگز عقل و انديشه آدمي را رقيب نا سازگار خود ندانسته بلکه آن را بزرگترين حتي وسيله منحصر، براي اثبات مواضع اساسي خود مي داند که بدون آن دين از رونق و استحکام خواهد افتاد و بدين جهت آدمي در فکر و خرد ورزي و سؤال و تحقيق و تعميق در فهم امور ديني کاملاً آزاد است و هيچگونه محدوديت و منعي از اين جهت براي او فراهم نکرده تنها چيزي که اولياي دين در آن مسير تذکر داده اند، دو نکته روشنگر براي استفاده صحيح از عقل و خرد در امور ديني است که عبارتند از اول:شخصي که مي خواهد از اين ابزار براي کشف و فهم حقايق ديني کمک گيرد، بايد صلاحيت استفاده صحيح از آن را داشته باشد به اين معنا که آدمي بايد با تعليم منطق توانائي داشته باشد.برهان را از مغالطه و مقدمات منتج را از غير منتج تشخيص دهد تا با چينش مقدمات صحيح و نتيجه درست به مطلوب نائل گردد.والّا کسي که توانائي بهره گيري از عقل و استدلال در امور معرفتي را ندارد نبايد در اين راه قدم بگذارد و دوم:توجه به استفاده از عقل صرفاً در حوزه و قلمرو هايي که عقل کارايي دارد و اجتناب در بکار گيري آن در قلمروهاي اختصاصي نقل همچنانکه بايد از کاربرد نقل در آموزه هاي اختصاصي عقل اجتناب ورزيد و مسلماً دو نکته فوق هرگز به معناي محروميت استفاده از عقل و نا محدود کردن آزادي آن نيست بلکه اشاره به دو واقعيت است؛ يکي واقعيت تفاوت اراده و ذهن ها و اينکه هر ذهني توان درک و فهم مطالب دقيق معرفتي را ندارد و به خاطر عدم توانائي نبايد در چنين حوزه هايي با ابزار عقل وارد شود.66
ديگري واقعيت تفاوت علوم و معارف و قلمرو هاي مختلف آنهاست که هر کدام ابزار خاص خود را طلب مي کند.بنابراين پذيرش هر مطلبي مستلزم پذيرش لوازم آن است.به عبارت ديگر نمي توان عقيده اي، معرفتي، راهي، علمي و مسلکي را پذيرفت اما لوازم آن را نپذيرفت. پس پذيرش هر سخن با پذيرش لوازم آن همراه است و نمي توان اصل مطلب را پذيرفت ولي لوازم عقلي و حتي عرفي آن را نپذيرفت.در بحث کنوني نيز اگر با توجه به آن همه شواهد از آيات قرآن و روايات پذيرفتيم که اسلام عقل را گرامي مي دارد و کاربرد آن را در کشف و فهم حقايق ديني مجاز مي شمارد بلکه بدان توجه و امر نيز مي کند و حتي فهم و اثبات اصول اساسي خود را تنها از طريق عقل ممکن مي داند مي گوئيم از لوازم قطعي عقل و خرد آدمي، خطا پذيري آن است بدان معنا که با تمام دقتي که در استفاده صحيح از عقل مي شود باز هم ممکن است که در مسئله اي عقل به خطا برود و اصولاً علمي مانند منطق بر صيانت و حفظ انديشه و خرد آدمي از اشتباهات و خطا هايي است که در مسير تفکر و استدلال پيدا مي کند ولي با اين وجود هيچ کس نيست که بتواند ادعا کند خطا و اشتباه را از خرد و عقل آدمي مي توان زدود و بنابراين اگر گفته شود اسلام به کاربرد عقل در فهم و درک دين موافق است مي توان ادعا کرد که لوازم احتمالي مانند خطا و اشتباه در برداشت و نتيجه گيري آن را نيز پذيرفته به اين معنا که اگر کسي به توصيه شرع با ابزار عقل وارد عرصه فهم و کشف حقايق ديني گرديد، اما دچار خطا و اشتباه گرديد.خداوند او را بخاطر اين خطا و عقيده حاصله از آن عذاب نمي کند زيرا خطا و اشتباه از لوازم فکر و انديشه آدمي است هر چند به اين عقيده نا صواب اجر و ثواب مترتب نخواهد کرد.67
يکي از بارزترين امتيازات انسان بر حيوان، داشتن فکر و انديشه است.گرچه در علم منطق از انسان به “حيوان ناطق” تعبير شده است ليکن آنچه آدمي را از حيوانات متمايز مي سازد همان توانايي تفکر و انتخاب عقيده اوست نه قوه تکلم و سخن گفتنش.
مولوي در شعري حقيقت انسان را انديشه او دانسته است:اي برادر تو همه انديشه اي/مابقي، خود استخوان و ريشه اي.68
از آنجا که انسان موجودي اجتماعي است انديشه اش نمي تواند در حصاري محبوس بماند.از تبادل انديشه ها بوده است که ميراث هاي فرهنگي، نسل به نسل انتقال يافته، مکاتب گوناگون فکري و فلسفي زاييده شده، انقلابات عظيم اجتماعي پديدار گشته و بشر امکان آن را يافته که خطاهايش را اصلاح نمايد.همه اين آثار مستلزم آن است که آدمي در ابراز عقايد از فراغت خاطر برخوردار باشد.از همين رو عرصه فراخ تاريخ، مشحون از نبردها، جنگ و جدال هاي دو گروه بوده است.در يک سو متفکران و توده هاي حقيقت جوئي که در راه بيان عقيده خود تا مرز ايثار جان پيش رفته و در سوي ديگر خودپرستاني که ناآگاهي ملت ها را مايه دوام قدرت خود دانسته و در راه مبارزه با آگاهي مردم از هيچ جنايتي فروگذار نکرده اند.
آزادي عقيده و بيان در حقوق عمومي به عنوان زير مجموعه بخش بزرگتري تحت نام “آزادي فکر” مورد مطالعه قرار مي گيرد.آزادي فکر، آزادي هايي از جمله آزادي اجتماعات، آزادي قلم و مطبوعات، آزادي آموزش و پرورش، آزادي تئاتر و سينما، آزادي راديو و تلويزيون، آزادي مذهب و آزادي سياسي را در بر مي گيرد.69
ب:آزادي عقيده
آزادي عقيده عبارت است از اين که هر شخصي، هر فکري اعم از اجتماعي، فلسفي، سياسي يا مذهبي را که مي پسندد و يا آن را عين حقيقت مي پندارد آزادانه انتخاب کند بي آنکه مواجه با نگراني يا بيم و يا تجاوزي شود.70 تعريفي که در ترمينولوژي حقوق براي آزادي عقيده ارائه گرديده:”آزادي عقيده قسمي از آزادي هاي فردي که به موجب آن افراد حق آزادي ابراز انديشه ها و اعتقادات و نظريه هاي خود را دارند.”71
اسلام، مکتب آزاد فکري و آزاد انديشي است؛ آيات فراواني از قرآن کريم، مردم را به تفکر و گزينش عقيده صحيح مي خواند.اسلام، عقيده صحيح را، دين توحيد و اعتقاد به مبدأ و معاد مي داند و انسان را به گزينش اين عقيده هدايت مي کند و هر شخص را نزد خداوند مسئول مي داند که براي پيدا کردن عقيده صحيح توحيدي تلاش کند و از کفر دوري جويد ولي اجبار را در دين نفي مي کند، تمام کوشش بر اين است که دين حق با برهان براي انسان تبيين شود و آن زمان او آزاد است که آن را انتخاب کند يا باز هم از پذيرش آن سرباز زند و در گمراهي بماند، يعني خويشتن را در مرحله پست فکري نگاه دارد و از فضيلت عبوديت حق محروم گرداند و مستوجب عذاب الهي گردد:”لا اِکراهَ فِي الدّينِ قَد تبََيّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَيِّ فَمَن يَکفُر بِالطاغوت و يؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَة الوُثقي لَا انفِصامَ لَها وَاللهُ سَميعٌ عَليمٌ”(بقره:256). “قَد جائَکُم بَصائِر مِن رَبِّکُم فَمَن اَبصَرَ فَلِنَفسِه وَ مَن عُمي فَعَلَيها و ما اَنا عَلَيکُم بِحَفيظ”(انعام:104). آنچه در مورد برخورد با کفار در قرآن کريم آمده در رابطه با توطئه آنها عليه اسلام و مسلمين و خيانت آنان است.72

ج:آزادي بيان:
آزادي يعني قانون، و آزادي بيان يعني حق بيان مطالبي که آزادي هاي افراد ديگر و قانون را نقض نکند. عقيده و انديشه در ضميرپنهاني انسان است و زماني نمود خارجي پيدا مي کند و از ارزش برخوردار مي باشد که در قالب هاي گوناگون مانند آزادي بيان، آزادي اجتماعات، آزادي قلم و مطبوعات، آزادي مذهب و نظاير آن از طريق گفتار، نوشتار و رفتار ظاهر شود.بنابراين آزادي عقيده و بيان دو مقوله تفکيک ناپذيرند. هر کسي حق دارد بدون ترس و واهمه باورهاي خود را به هر شيوه اي که مي پسندد بيان کند. هر چند که اجراي آن به طور کم و بيش در برخي از کشورهاي جهان همچنان با کمبود و مشکل مواجه است.73 وقتي که شخص در انتخاب عقيده آزاد است و کسي را نمي توان به داشتن عقيده خاصي مجبور کرد و يا براي داشتن عقيده بخصوصي او را مجازات نمود، بنابراين ابراز آن عقيده نيز بايد آزاد باشد و هرگز نمي توان آزادي فکر را از دو آزادي همزاد ديگر يعني آزادي گفتار و آزادي نگارش مجزا کرد.
از نظر اسلام انسان آزاد است عقيده خود را اعلام و حتي در مورد عقيده خود به بحث و استدلال بپردازد.قرآن در مقام تمجيد بندگان خوب خدا آنها را بدين گونه مي ستايد که حرف ها را مي شنوند و بهترين آن را انتخاب مي کنند و اين مطلب را هنگامي بيان مي نمايد که پيش از آن، مشرکان را به خاطر پرستش غير خدا سرزنش کرده و بندگان خوب را بدين جهت که از عبادت طاغوت دوري جسته و به خداوند متعال روي آورده اند تجليل کرده است.74
“وَالَّذينَ اجتَنَبوا الطاغوت اَن يَعبُدوها وَ اَنابوا اِلي اللهَ لَهُمُ البُشري فَبَشِّر عِباديَ الَّذينَ يَستَمِعونَ القَولَ فَيَتبَعونَ اَحسَنَهُ اولئِکَ الَّذينَ هَدَيهُمُ الله وَ اولئِکَ هُم اولوالاَلباب”(زمر:17 و18).لازمه تحقق اين امر آزاد بودن اظهار عقيده و تحمل شنيدن بحث و استدلال نظرات گوناگون مي باشد.اين نکته را نبايد از نظر دور داشت که ترويج عقايد مشرکانه و بر خلاف توحيد در جامعه اسلامي نمي تواند آزاد باشد زيرا معقول نيست ديني که براي ريشه کن کردن کفر مبارزه مي کند و دين توحيد را مطابق فطرت بشري مي داند و معتقد است که سرانجام بايد عالم را فرا گيرد در برابر ترويج عقايد ضد توحيدي خاموش بنشيند و با آنها موافقت نمايد.در رابطه با ادياني که ريشه الهي دارند، هر چند برخي عقايد آنها را شرک آميز مي داند ولي به آنها اجازه مي دهد که علاوه بر حفظ عقيده خود به مقررات مذهبي خويش عمل کنند و در بين خود نيز تعليمات مذهبي خويش را ترويج نمايند و نسبت به فرقه هاي الحادي ديگر هم با آنکه آنها را به رسميت نمي شناسد ولي وجود آنها و اظهار عقيده آنها را تحمل مي کند و حتي گاه به انجام مراسم خاص آنان به ديده تسامح مي نگرد ولي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید