ش عاطفي)

R
R2
اصلاح شدهR
خطاي معيار تخمين

متغيروابسته
431/0
185/0
158/0
052684/7
بر اساس جدول بدست آمده 18 درصد تغييرات در فرهنگ سازماني يادگيرنده توسط متغيرهاي خودآگاهي، خودمديريتي، آگاهي اجتماعي و مديريت روابط تبيين و پيش بيني مي شود.

جدول شماره 4-17:خلاصه اطلاعات تحليل واريانس
Sig.
F
ميانگين نمرات
درجه آزادي
جمع مجذورات

مدل
000/0
828/6
810/386
4
239/1847
رگرسيون
كلي

653/56
120
393/6798
باقيمانده

124
632/8345
كل

جدول بالا نشان مي دهد كه مدل كلي رگرسيون معنادار مي باشد (0.000= Sig.) بدين معنا كه مجموع متغيرهاي پيش بيني، متغير ملاك(فرهنگ سازماني يادگيرنده) را تبيين و پيش بيني مي كند. براي تعيين سهم هر کدام از متغيرها به جدول بتا نگاه مي کنيم.
جدول شماره 4- 18: پيش بيني متغير فرهنگ سازماني بر اساس متغيرهاي خوداگاهي،خودمديريتي ،اگاهي اجتماعي و مديريت روابط
مدل
ضرايب استاندارد نشده
ضرايب استاندارد شده
T
معناداري

B
خطاي معيار
بتا

كلي
ثابت
297/124
425/24

089/5
000/0

خودآگاهي
400/2-
566/
361/0-
243/4-
000/0

خودمديريتي
458/-
422/
099/0-
087/1-
279/0

آگاهي اجتماعي
447/-
497/
080/0-
901/0-
04/0

مديريت روابط
064/1
305/
316/0
492/3
01/0

همانگونه که مشاهده مي شود به ترتيب نقش متغيرهاي خودآگاهي و آگاهي اجتماعي بيش از بقيه متغيرها مي باشد و در اينجا متغير خودمديريتي در تبيين و پيش بيني متغير فرهنگ سازماني يادگيرنده بي تاثير است.

فصل پنجم
نتيجه گيري و پيشنهادها

5-1- مقدمه
در اين فصل با توجه به تجزيه و تحليل داده هاي آماري انجام شده در فصل چهارم، ابتدا به نتيجه گيري پرداخته و سپس پيشنهادهايي ارايه مي گردد.

5-2- نتيجه گيري
نتايج حاصل از بررسي و آزمون فرضيه هاي تحقيق نشان مي دهد كه:
1: بين خودآگاهي با فرهنگ سازماني يادگيرنده رابطه معني داري مستقيم و مثبتي وجود دارد به عبارت ديگر افزايش يا كاهش خودآگاهي مديران باعث افزايش يا كاهش در اداره كل پست استان آذربايجانشرقي فرهنگ سازماني يادگيرنده مي شود.
2: بين مولفه خودمديريتي با فرهنگ سازماني يادگيرنده رابطه معني داري وجود ندارد به عبارت ديگر افزايش يا كاهش خود مديريتي باعث افزايش يا كاهش فرهنگ سازماني يادگيرنده نمي شود و در واقع داده هاي مربوطه در اين تحقيق از اين فرضيه در سازمان مورد مطالعه حمايت و پشتيباني نمي كند.
3: بين مولفه آگاهي اجتماعي با فرهنگ سازماني يادگيرنده رابطه معني داري مستقيم و مثبتي وجود دارد به عبارت ديگر افزايش يا كاهش آگاهي اجتماعي باعث افزايش يا كاهش فرهنگ سازماني يادگيرنده مي شود.
4: بين مولفه مديريت روابط با فرهنگ سازماني يادگيرنده رابطه معني داري مستقيم و مثبتي وجود دارد به عبارت ديگر افزايش يا كاهش مديريت روابط باعث افزايش يا كاهش فرهنگ سازماني يادگيرنده مي شود.

5-3- پيشنهادها
5-3-1 – پيشنهاد ها در راستاي نتايج تحقيق
1- خودآگاهي مديران: توجه به نتايج آزمون نشان مي دهد، بيشترين ارتباط بافرهنگ سازماني يادگيرنده اداره كل پست استان آذربايجان شرقي را مولفه خودآگاهي مديريتي ايفاء مي كند. لذا مديران مي توانند با تقويت زير مولفه هاي آن از قبيل پذيرش ناتوانايي ها و درك هيجان هاي خود از طرق برگزاري آموزش هاي لازم نسبت به ارتفا فرهنگ سازماني يادگيرنده اقدام نمايند.
2- خود مديريتي: نتاج نشان مي دهد كه اين مولفه با فرهنگ سازماني يادگيرنده ارتباط معني داري نداشته و داده هاي مربوطه حمايت لازم را از اين فرضيه نمي كنند لذا توصيه مي شود كه در اين مورد اداره كل پست آذربايجا نشرقي زياد سرمايه گذاري نكند.
3- آگاهي اجتماعي: نتيجه تحقيق نشان مي دهد كه اين مولفه با فرهنگ سازماني يادگيرنده رابطه معني داري دارد. در اين زمينه پيشنهاد مي گردد سازمان به برگزاري كلاس هاي آموزشي اقدام نمايد تابيشتر مسايل روانشناسي از قبيل راههاي چگونگي افزايش درك احساسات ديگران، روحيه انتقاد پذيري، شركت در گروه ها و درك صحيح منظور ديگران آموزش داده شود.
4- مديريت روابط(مهارتهاي اجتماعي): نتيجه تحقيق نشان مي دهد كه اين مولفه با فرهنگ سازماني يادگيرنده در اداره كل پست استان آذربايجان شرقي رابطه معني دار مستقيم دارد. لذا پيشنهاد مي گردد اداره كل كلاس هايي دايرنمايد كه در آن چگونگي زيرمولفه هاي كنارآمدن باديگران، حل تعارض و مشكلها، احترام به احساس ديگران و برقراري ارتباط موثر با ديگران آموزش داده شود.
5- مي توان هوش عاطفي را به عنوان يك موضوع مهم آموزشي در برنامه هاي كاركنان و مديران سازمان ها قرار داد و حتي در انتصاب و انتخاب مديران از افرادي استفاده كرد كه از هوش عاطفي بالايي برخوردار ند.
5-3-2- پيشنهادها براي محققان آتي
1- با توجه به اينكه در تحقيق حاضر، رابطه هوش عاطفي با فرهنگ سازماني يادگيرنده براساس نظريه هاي گولمن و ماركوارت مورد بررسي قرار گرفته و ارتباط آنها به اثبات رسيد ، پيشنهاد مي گردد محققان بعدي از ساير نظريه هاي موجود نيز استفاده نمايند.
2- محققان بعدي مي توانند سازمان هايي را مورد مطالعه قرار دهند كه در زمينه هوش عاطفي يا فرهنگ سازماني يادگيرنده اقدامات مناسبي انجام نداده اند و مقايسه كنند با سازمان هايي كه اقداماتي انجام داده اند.
3- محققان آتي در خصوص شاخص سازي متغير ها متناسب با موضو ع مورد مطالعه در شاخص سازي، بومي گرايي نمايند.
4- موضوع هاي مختلفي در رابطه با هوش عاطفي در سازمان ها مي تواند مورد بررسي قرار گيرد كه از بررسي رابطه هوش عاطفي با تعهد سازماني يا بهبود سازماني مي توان نام برد.

5-4- محدوديت هاي تحقيق
1- ابعاد هوش عاطفي از ديدگاه هاي مختلف به صورت متفاوت تعريف گرديده است كه در اين تحقيق، هوش عاطفي بر اساس نظريه آكادمي دانيل گلمن مورد استفاده قرار گرفته است .
2- در رابطه با فرهنگ سازماني يادگيرنده، جمع آوري اطلاعات مشكل بود كه در تحقيق حاضر از معيارهاي نه گانه ميخائيل ماركوارت استفاده شده است .
3- شاخص سازي ويژگي هاي فرهنگ سازماني يادگيرنده كه توسط محقق انجام شده نيز از محدوديت هاي تحقيق مي باشد چرا كه به ابعاد مختلف مؤلفه بطور كامل اشاره نشده است.
4- تعداد زياد سوالات براي برخي از پاسخ دهندگان خسته كننده مي باشد.
5- ميزان صحت اطلاعات تكميلي توسط پاسخ دهندگان قابل اندازه گيري نمي باشد.

جدول5-1 همسويي تحقيق حاضر با تحقيقات گذشته
تحقيقات همسو
تحقيقات غير همسو
كوخ و همكاران(2008): ارتباط بين الگوهاي فكري ومهارت هاي هيجاني

گريس و همكاران(2005): رابطه بين هوش هيجاني و سازگاري با شرايط دشوار محيط

مشبكي و خليلي شجاعي(2010): رابطه هوش عاطفي مديران و جو سازماني با فرهنگ سازماني يادگيرنده(شركت نفت ايران)

ميركمالي و همكاران(2008): رابطه هوش هيجاني با گرايش به تحول

مختاري پور و هممكاران(2008): رابطه بين هوش هيجاني و بازدهي هاي رهبري(مدل برنارد باس)

فهرست منابع
منابع فارسي
1- آقايار س،شريفي پ.1386.هوش هيجاني سازماني.اول.اصفهان:سپاهان.ص 324.
2- الواني س م.1378.سازمان هاي يادگيرنده،سازمان هاي کامياب و دانش آفرين.مجله مديريت دولتي،26:40.
3- اکبرزاده ن.1383.هوش هيجاني: ديدگاه سالوي و ديگران.اول .تهران:فارابي.ص134.
4- براديري ت.1384.هوش هيجاني.ترجمه م گنجي,تهران: نشرساوالان:ص274.
5- براهني و همكاران.1383. زمينه روانشناسي. چ دهم. رشد جلد1.ص 710. -5
6- پورتال شركت پست جمهوري اسلامي ايران :www.post.ir.
7- توماس د ، اينكسن ك.1387.هوش فرهنگي، مهارت هاي انساني براي كسب و كار جهاني. ترجمه ن مير سپاس،
ودادي ا، دشتي ا، انتشارات ميثاق همكاران، چاپ اول.
8- جارويس پ.1381. آموزش بزرگسالان و آموزش مداوم. ترجمه غ سرمد،تهران: سمت.
9- خائف الهي ا،دوستار م.1382.ابعاد هوش هيجاني.مديريت توسعه،18:52-63.
10- دوستارم. 1382. ابعاد هوش هيجاني.ماهنامه مديريت وتوسعه، ش 18، 57-54.
11- دفت ر.1392.مباني تئوري و طراحي سازمان. ترجمه پارسائيان ع، اعرابي س م،تهران: دفتر پوهشهاي فرهنگي،چ هشتم.
12- دهشيري، به نقل از بار-آن و پارکر.1381،52.
13- رابينز، استيفن. 1383.تئوري سازمان. ترجمه س م الواني ، ح دانايي فرد ، تهران: صفار، چ هفتم.
14- رابينز ا. 1385.تئوري سازمان.ترجمه الواني س م،تهران: صفار،چاپ چهاردهم.ص:418.
15- رابينز ا.1387.رفتار سازماني،مفاهيم،نظريه ها وکاربردها.ترجمه ع پارسائيان و م الواني،تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي.
16- رشيدي س.1387.بررسي رابطه هوش هيجاني با بهبود سازماني شركت مخابرات اروميه. پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده مديريت قزوين.
17-زارعي متين ح .1380.دوازده ويژگي سازمان يادگيرنده.مجله آموزش عالي قم،10:62-73.
18- زالي م ر.1385.نظام اداري يادگيرنده موثر بين ابزار دستيابي به توسعه،سازمان مديريت برنامه ريزي مرکز مديريت دولتي.
19- سبحاني نژاد م ، يوزباشي ع. 2009. هوش هيجاني و مديريت در سازمان ( مباني نظري ،روشهاي آموزشي و ابزار هاي سنجش). اول. تهران:يسطرون.ص220.
20- سجادي،س م.1378.آشنايي با مباني پست.اول.تهران:شركت پست،100.
21- سنگه پ.1380.پنجمين فرمان:خلق سازمان فراگير.ترجمه ح ک هدايت و م روشن،تهران: سازمان مديريت صنعتي،24-29. س662.
22- سياروچي ژ، فورگاس ژ،ماير ج.1383.هوش عاطغي در زندگي روزمره.ترجمه نوري امام زاده اي ا،نصيري ح، اصفهان:نوشته.
23- سنتروك. ج د.1385. روان‌شناسي تربيتي. ترجمه مرتضي اميديان، دانشگاه يزد، چاپ اول. ص 184.
24- شاين ا،1383.مديريت فرهنگ سازماني و رهبري.ترجمه ب فرهي بوزنجاني، ش نوري نجفي، تهران: سيماي جوان.
25- عباسعلي زاده م.1386.سازگاري باناهمگوني ها.ماهنامه تدبير،181:23.
26- فياضي م.1385.هوش فرهنگي نياز مديران در قرن تنوع.ماهنامه تدبير،172:55.
27- فيضي م، رحيمي ا.1390.تئوريهاي سازمان و مديريت.اردبيل: محقق اردبيلي،ص215.
28- لاوسن ر، زنگ شن.1381. روانشناسي سازماني، رفتارسازماني(مباني و كاربردها).ترجمه ر حسن زاده،تهران: ساوالان.
29- مختاري پور م، سيادت س ع، اميري ش. 2008. بررسي رابطه بين هوش هيجاني وبازدهي هاي رهبري( مدل برنارد باس) مديران گروه هاي آموزشي در دانشگاه اصفهان ، دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه اصفهان. 8:45-56.
30- ميركمالي س م،سبحاني نژاد م،يوزباشي ع. 2008. بررسي رابطه هوش هيجاني با گرايش به تحول سازماني مديران آموزش و پرورش استان اصفهان . مجله جهاد دانشگاهي، 159:37-187.
31- مرادي م. 1384.بررسي رابطه هوش عاطفي و رهبري تحول آفرين.دانش مديريت.70:63-80.
32- ممي زاده ج.1374.توسعه سازمان(دانش بهسازي و نو سازي).تهران:روايت،74.284.
.Journals.miau.ac.ir مهردادح،امرايي م، 33
34 – مشبكي ا، خليلي شجاعي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید